


حسین(ع)
یاس می گوید حسین احساس می گوید حسین
ساقی لب تشنگان عباس می گوید حسین
![]()
مست می گوید حسین سرمست می گوید حسین
ساقی کرببلا تا هست می گوید حسین
![]()
تیر می گوید می گوید حسین شمشیر می گوید حسین
کودک لب تشنه ی بی شیر می گوید حسین
![]()
آب می گوید حسین مهتاب می گوید حسین
زاده ی ام البنین بی تاب می گوید حسین
![]()
لاله می گوید حسین آلاله می گوید حسین
ساقی اهل حرم با ناله می گوید حسین
![]()
فاطمه گوید حسین هم علقمه گوید حسین
تشنه لب عباس در ، زمزمه گوید حسین
![]()
دیده می گوید حسین غمدیده می گوید حسین
پور حیدر با کف ببریده می گوید حسین
![]()
آسمان گوید حسین هم کهکشان گوید حسین
دیده گریان حضرت صاحب زمان گوید حسین
![]()
جان میگوید حسین بی جان می گوید حسین
ساقی غمدیده ی لب تشنگان گوید حسین
![]()
خون می گوید حسین مجنون می گوید حسین
ساقی بی مشک و دست محزون می گوید حسین
![]()
دین می گوید حسین آئین می گوید حسین
تیر خورده دیده ای حق بین می گوید حسین
![]()
باده می گوید حسین سجاده می گوید حسین
جفت دست از تن جدا افتاده می گوید حسین
![]()
خواهری گوید حسین آب آوری گوید حسین
در بر گهواره گریان مادری گوید حسین
![]()
نور می گوید حسین رنجور می گوید حسین
هر ستاره در شب بی نور می گوید حسین

آه... امشب بوي باران تازه است
التماس گريه بي اندازه است
تازگي ها، شب برايم آشناست
من و شب هستيم، غم هم پيش ماست
مي نويسم گاه زيبا گاه زشت
مانده ام در لابه لای سر نوشت
روز از گنجايش غم خالی است
شب برای گريه هايم عالی است
